Sunday, November 21, 2010

↑

عشق مگر حتمن باید پیدا و آشکار باشد تا به آدمی حقِ عاشق‌‌شدن، عاشق‌بودن بدهد؟ گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن‌چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست که نیست. پیدا نیست و حس می‌شود. می‌شوراند. منقلب می‌کند. به رقص و شلنگ‌اندازی وامی‌دارد. می‌گریاند. می‌چزاند. می‌کوباند و می‌دواند. دیوانه‌ی صحرا. گاه آدم، خود آدم، عشق است، بودنش عشق است. ... در تو عشق می‌جوشد، بی‌آن‌که بدانی از کجا پیدا در تو پیدا شده، روییده...؛



کتاب ''جای خالی سلوچ'' نوشته‌ی ''محمود دولت‌آبادی''؛

Sunday, September 12, 2010

↑

-فکر نمی‌کنی آدما برا پنهان کردن احساساتشون دلیل دارن؟

-دلیلشون از هم دورشون می‌کنه. چه دلیلی از عشق مهم‌تره؟




فیلم ''شب‌های روشن'' به کارگردانی ''فرزاد مؤتمن''

Saturday, September 11, 2010

↑

کسانی هستند که که ما به ایشان سلام می‌گوییم و یا ایشان به ما. آن‌ها با ما گرد یک میز می‌نشینند، چای می‌خورند، می‌گویند و می‌خندد. ''شما'' را به ''تو''، ''تو'' را به هیچ بدل می‌کنند. آن‌ها می‌خواهند که تلقین‌کنندگان صمیمت باشند. می‌نشینند تا بنای تو فرو بریزد. می‌نشینند تا روز اندوه بزرگ. … جامه‌هایشان را می‌فروشند تا برای روز تولدت دسته‌گلی بیاورند- و در دفتر یادبودهایشان خواهندنوشت. …. بر فراز گردابی که تو واپسین لحظه‌ها را در آن احساس می‌کنی می‌چرخند و فریاد می‌زنند: من! من! من! من!




کتاب ''بار دیگر، شهری که دوست می‌داشتم'' نوشته‌ی ''نادر ابراهیمی''

↑

Susan: I don't know many people.
Charles Foster Kane: I know too many people. I guess we're both lonely.



The Movie "Citizen Kane" by "Orson Welles"

Thursday, September 09, 2010

↑

Patricia Franchini: Do you know William Faulkner?

Michel Poiccard: No. Who's he? Have you slept with him?




Michel Poiccard: I always get interested in girls who aren't right for me.




Van Doude, The Journalist: What's more ethical: The women who cheats, or the man who walks out?

Parvulesco: The woman who cheats.




Michel Poiccard: When we talked, I talked about me, you talked about you, when we should have talked about each other.




Patricia Franchini: What is your greatest ambition in life?

Parvulesco: To become immortal... and then die.




Parvulesco: Two things are important in life: for men, women; for women, money.




Michel Poiccard: There's no need to lie. It's like poker. The truth is best. The others still think you're bluffing, so you win.



The Movie "Breathless" by "Jean-Luc Godard"

Wednesday, September 08, 2010

↑


شاخه‌ی دستم لختِ لخت بود، تمام برگ‌هایش را کنده‌بودم. یکی دیگر کندم و از لابه‌لای درخت‌ها رفتم لب حوض، پای آن دخترهای سنگی که آب از دهانشان می‌ریخت توی حوض. لخت لخت بودند، با پستان‌های کوچک و شکم‌های برآمده. توی آب نگاه کردم و پیچیدم توی خیابان. از پهلویش رد شدم، از آن‌طرف خیابان، از کنار جوی آب. فقط به آب نگاه می‌کردم، به برگ‌هایی که داشت روی آب می‌رفت، که یک‌دفعه گفت: ''خسروخان، نکند عاشق شده‌ای، هان؟'' برگشتم. خودش بود با همان لب‌خند و همان چشم‌ها و آن دو خط کنار لب‌ها.




کتاب ''شازده احتجاب'' نوشته‌ی ''هوشنگ گلشیری''

Monday, September 06, 2010

↑

Walt: I thought you were afraid of heights.
Travis: I'm not afraid of heights. I'm afraid of fallin'.



The Movie "Paris, Texas" by "Wim Wenders"